14. نورشناسي1 و هواشناسي2. مطالعهٴ دو موضوع نورشناسي و هواشناسي با هم عجيب بهنظر ميرسد، چون حالا اين دو كاملاً جدا از يكديگراند. با اين همه، در سدهٴ سيزدهم و سدههاي بعدي، اين تمايز كمتر معلوم بود: نورشناسي، مناظر و مرايا3 و هواشناسي يك مبحث وسيع بهشمار ميرفت. اين از يك سنت قديم يوناني، يعني رسالهٴ
كائنات جو ارسطو منشأ ميگرفت كه پيش از آغاز سدهٴ سيزدهم (از مجاري عربي)، در دسترس خوانندگان لاتيني و عبري قرار گرفته بود؛ اين كتاب پيش از نيمهٴ سده، حتي بهزبان فرانسه هم ترجمه شد. حالا ديگر محتواي گوناگون مبحث هواشناسي بيشتر همانند محتواي
كائنات جو بود.4
مبحث نورشناسي در قرون وسطا، نه تنها در قلمرو مسيحيت، بلكه در اسلام هم هنوز تحت سلطهٴ كتاب مهم ديگري بود، يعني كتاب المناظر ابنهيثم: بدين معني كه اغلب ابنهيثم را صاحب كتاب المناظر
ميخواندند، كه اين خود قابليت تعويض واژههاي نورشناسي و مناظر و مرايا را تأييد ميكند. همين تداخل را در يادداشتهاي لئوناردو داوينچي ميتوان يافت و دستكم تا نيمهٴ سدهٴ هفدهم، ادامه داشته است. كتاب المناظر را ژرار كرمونائي بهلاتيني ترجمه كرد. عجيب است كه مقارن همان ايام (يا كمي پيش از آن)، يك رسالهٴ يوناني راجع به نور، كه به بطليموس منسوب است، به وسيلهٴ اوژن ملقب به امير بهلاتيني ترجمه شد. با اين همه، كتاب المناظر حاوي عصارهٴ مطالب كتاب نور شناخت
منسوب به بطليموس بود، بهعلاوه نوآوريهاي فراوان، و ترجمهٴ اوژن كاملاً تحتالشعاع ترجمهٴ ژرار قرار گرفت.
از آنجا كه نورشناسان5 (يا هواشناسان) لاتيني و اسلامي معلومات خود را از كتاب واحدي اخذ كرده بودند، عجيب نيست اگر دريابيم كه آنان وجوه اشتراك زياد داشتند. نخستين محقق برجستهٴ اين موضوع در باختر، روبرت گروستست بود. گروستست از خواص درشتنمايي عدسيها آگاهي كامل داشت، و اين آگاهي را همراه با اطلاعات بسيار ديگر به بيكن انتقال داد.
بيكن به آزمايشهاي فراواني در زمينهٴ نور دست زد، و در زمينهٴ كجراهي كروي6 و اصلاح آن بهوسيلهٴ سطوح هذلوليوار7 و سهميوار8 آگاهيهايي يافت و احتمال دارد كه به صورت مبهمي فكر ساختن ميكروسكوپ و تلسكوپ را مطرح كرد. بيكن بنابر عادت خويش، تنها به آزمايش قناعت نكرد، بلكه به مطالعات نظري گوناگوني پرداخت و بيهوده كوشيد تا اسرار نور را